Versys

من با کاوازاکی Versys 1100 SE LT مدل ۲۰۲۵، ۱,۵۰۰ مایل رانندگی کردم. و اینجا هستم تا به شما بگویم که موتورسیکلت‌های اسپرت-تورینگ بهترین موتورسیکلت‌ها برای سفر هستند.

نویسنده: جاستین دبلیو کافی

۱۷ نوامبر ۲۰۲۵

آلبوکرکی، نیومکزیکو. فاصله فینیکس تا آلبوکرکی آن‌قدرها هم زیاد نیست. اگر از بزرگراه بین‌ایالتی بروید، با خودرو حدود شش ساعت راه است، یا اگر پرواز را انتخاب کنید، فقط پنجاه‌وشش دقیقه طول می‌کشد. اما وقتی تصمیم گرفتم چند صد مایل با کاوازاکی Versys 1100 SE LT مدل ۲۰۲۵ که چند هفته‌ای بود در گاراژم خاک می‌خورد رانندگی کنم، با خودم گفتم: چرا از مسیر طولانی‌تر به آلبوکرکی نروم؟ به خاطر علم!

قبلاً هم مدتی را با موتورسیکلت‌های اسپرت-تورینگ گذرانده‌ام؛ از جمله سفری از بولونیا، ایتالیا، تا آلمریا، اسپانیا، با یک Multistrada 1260، در جست‌وجوی لوکیشن‌های فراموش‌شدهٔ فیلم‌های وسترن اسپاگتی. همچنین تابستان ۲۰۲۳ را با برادر کوچک‌تر این مدل ۱۱۰۰ سی‌سی، یعنی Versys 650 LT، سپری کردم. بنابراین، وقتی فرصت سوار شدن بر نسخهٔ بزرگ‌تر، سریع‌تر و مجهزتر پلتفرم Versys برایم فراهم شد، آن را فرصتی دیدم تا یک فرضیه را دقیق‌تر محک بزنم؛ اینکه بهترین موتورسیکلت‌ها برای سفر، موتورسیکلت‌های اسپرت-تورینگ هستند.

Versys 1100 SE LT مدل ۲۰۲۵، پرچم‌دار موتورسیکلت‌های اسپرت-تورینگ کاوازاکی است. این موتورسیکلت به یک پیشرانهٔ چهار سیلندر خطی ۱۰۹۹ سی‌سی با سیستم تزریق سوخت الکترونیکی مجهز شده که در دور موتور ۹,۰۰۰ rpm، توان ۱۳۳ اسب بخار و در ۷,۶۰۰ rpm، گشتاور ۸۲.۵ پوند-فوت تولید می‌کند. همچنین از سیستم تعلیق الکترونیکی، فناوری Showa Skyhook EERA، کوئیک‌شیفتر به‌روزشدهٔ کاوازاکی، سیستم کنترل کشش، سامانهٔ مدیریت پیچ‌ها (Corner Management Function) و سیستم ترمز ضدقفل هوشمند بهره می‌برد. در واقع، می‌توان گفت یک سوپربایک است که فقط به آن خورجین اضافه شده و قدرتش کمی کاهش یافته تا سواری آن قابل‌کنترل‌تر باشد.

تصمیم برای رفتن به آلبوکرکی در آخرین لحظه گرفته شد؛ دلیلش هم این بود که چند نفر از دوستانم مسابقه‌ای با قوانین «Old School» بازی Magic: The Gathering برگزار می‌کردند تا برای بیمارستان کودکان نیومکزیکو کمک مالی جمع‌آوری کنند. دوست‌دخترم هم علاقه‌مند بود در این سفر همراهی کند، بنابراین تصمیم گرفتیم آن را به یک سفر آخر هفته تبدیل کنیم و او هم از چند روز مرخصی استحقاقی‌اش استفاده کرد.

برنامه این بود که صبح زود جمعه راه بیفتیم و از دره فینیکس وارد بزرگراه ۸۷ شویم. سپس به سمت شمال، از میان جنگل ملی تونتو عبور کنیم و به شهر کوهستانی پیسون برسیم. از آنجا مسیر را به سمت شمال‌شرق و هولبروک ادامه دهیم، به بزرگراه بین‌ایالتی ۴۰ وصل شویم و از آنجا به سمت شرق تا آلبوکرکی برویم. ساده به نظر می‌رسید.

خورجین‌های جانبی، یا اگر بخواهید با اصطلاح فرانسوی صدایشان بزنید، «پنیِر» (Panniers)، از جمله تجهیزاتی هستند که به آن‌ها علاقه‌مند شده‌ام. چه از نوع نرم با درِ رول‌شونده باشند و چه از نوع سخت با بدنه آلومینیومی یا پلاستیک قالب‌گیری‌شده، برای سفرهای طولانی با موتورسیکلت تقریباً ضروری‌اند.

Versys 1100 SE LT به یک جفت خورجین ۲۸ لیتری مجهز است که مانند صدف از وسط باز می‌شوند. شکل آن‌ها کمی غیرمعمول است؛ احتمالاً برای بهبود آیرودینامیک یا شاید صرفاً به دلایل طراحی ظاهری. با این حال، این طراحی مانع از آن نشد که هر دو خورجین را از لباس‌های گرم اضافه، دستکش یدکی و لباس کافی برای دو نفر، به اندازه یک سفر چندروزه، پر کنم.

آن‌ها به‌راحتی باز می‌شوند، یک بند کشی ضربدری برای جلوگیری از بیرون افتادن وسایل دارند و همچنین می‌توان آن‌ها را با استفاده از سوئیچ استارت قفل کرد. هر دو خورجین (باکس‌های جانبی) را نیز می‌توان جدا کرد؛ اگر می‌خواهید ورسیس (Versys) را به پیست ببرید یا فقط می‌خواهید وزن کلی موتور را برای یک سواری آخر هفته کاهش دهید.

ما حوالی ساعت ۹ صبح فینیکس را ترک کردیم و انتظار داشتیم حداقل شش ساعت را برای رسیدن به آلبوکرکی روی موتور سپری کنیم. آب‌وهوای جنوب غربی در این فصل از سال برای هر کسی که در شمال زندگی می‌کند رشک‌برانگیز است. با این حال، وقتی خورشید در غرب غروب می‌کند، دما به شدت کاهش می‌یابد، به‌ویژه در ارتفاعات. با دانستن این موضوع، من لباس‌های گرم اضافی همراه آوردم تا اگر سواری ما بیش از حد انتظار طول کشید، بتوانیم بپوشیم. گرمکن‌های دستگیره به صورت استاندارد روی ورسیس ۱۱۰۰ اس‌ای ال‌تی (Versys 1100 SE LT) وجود دارند و در طول سواری برگشت ما، جایی که با دمای نزدیک به صفر درجه (اوایل ۴۰ درجه فارنهایت) مواجه شدیم، کاملاً به کار آمدند.

بزرگراه ۸۷ آریزونا یک مسیر ایالتی اصلی شمالی-جنوبی است که منطقه شهری فینیکس را به بخش شمال شرقی این ایالت متصل می‌کند. این مسیر به «بزرگراه بیلاین» (Beeline Highway) معروف است، اگرچه کاملاً مطمئن نیستم چرا. با این وجود، ما مستقیماً و با بیشترین سرعت حرکت کردیم و مسیر آسفالت پیچ‌درپیچی را که از میان درختان کاج جنگل ملی تانتو (Tonto National Forest) می‌گذرد و تا موگویون ریم (Mogollon Rim) در شرق شهر پیسون بالا می‌رود، به‌سرعت پشت سر گذاشتیم. یک توقف کوتاه در هالبورک برای بازدید از متل ویگوام (Wigwam Motel) ــ یک جاذبه جاده‌ای عجیب در مسیر ۶۶ و مکانی که برخی می‌گویند الهام‌بخش شهر رادیاتور اسپرینگز در انیمیشن ماشین‌ها (Cars) بوده است ــ نقطه میانی سواری ما را رقم زد.

ورسیس در مسیرهای حومه‌ای، خود را یک شریک رقص بی‌نقص نشان داد. وزن اضافی ترک‌نشین و وسایل شخصی ما به لطف فناوری تنظیم الکترونیکی سواری اسکای‌هوک شووا (Showa’s Skyhook) اصلاً احساس نشد؛ فناوری‌ای که به من اجازه داد پیش‌بار (Preload) را در حین حرکت تنظیم کنم و سیستم تعلیق را برای سازگاری با وزن اضافی آماده سازم. مجلل و باکیفیت.

مجموعه‌ای از لوازم جانبی و امکانات دیگر نیز به صورت استاندارد روی این ماشین اسپرت‌تورینگِ پرچم‌دار کاوازاکی وجود دارد که هیچ‌کدام از آن‌ها نادیده یا بدون استفاده نماندند. یک پورت شارژ USB نوع C روی فرمان تعبیه شده است و نگرانی من را از بابت خالی شدن باتری برطرف کرد. شیشه جلو (بادگیر) کاملاً قابل تنظیم، برای قد ۱۷۵ سانتی‌متری (۵ فوت و ۹ اینچی) من فوق‌العاده خوب عمل کرد و تلاطم باد را به حداقل ممکن رساند و هنگام افت دما، هوای سرد را از سینه‌ام دور نگه داشت.

کوئیک‌شیفتر (سیستم تعویض دنده سریع) هنگام ورود ما به بزرگراه بین‌ایالتی معجزه کرد و با تعویض دنده‌های بی‌نقص، مانع از تکان خوردن شاسی و ناآرام شدن ترک‌نشینم شد. با این حال، چند بار با خلاص کاذب مواجه شدم، به‌ویژه بین دنده یک و دو، و نمی‌دانم آیا به اندازه کافی سریع شتاب نمی‌گرفتم یا اینکه نقصی در این سیستمِ در ظاهر بی‌نقص پیدا کرده‌ام. در نهایت، و شاید بیش از همه برای من غافلگیرکننده، چراغ‌های پیج‌زنی LED (کرنرینگ لایت) بودند که درون فلاپ تعبیه شده‌اند و هنگام مایل کردن موتور به سمت یک پیچ تند، به روشن شدن جاده پیش رو کمک کردند.

آن‌ها در پارکینگ‌ها نیز مفید واقع شدند. جالب است.

ما حدود ساعت ۴ بعدازظهر روز جمعه، پس از یک سواری طولانی و تا حدودی خسته‌کننده در بزرگراه بین‌ایالتی ۴۰ از گالوپ، از میان قلمرو سرخ‌پوستان زونی، از عرض منطقه آکوما پوئبلو و در نهایت به سمت بزرگ‌ترین شهر نیومکزیکو وارد آلبوکرکی شدیم. کامیون‌های هجده‌چرخ در دو لاین بزرگراه پشت سر هم ردیف شده بودند، خورشید از درهای کرومی کانتینرهای آن‌ها منعکس می‌شد و هنگام سواری در فاصله نزدیک پشت سر آن‌ها، یک تونل باد پرتلاطم ایجاد می‌کرد. اگر کلمه بهتری پیدا نکنم، یک مسیر طاقت‌فرسا بود، اما ورسیس تحمل این مایل‌ها را آسان‌تر کرد.

ما بیشتر روز شنبه را به کارهای خورت‌مآبانه (علاقه‌مندی‌های خاص خودمان) گذراندیم، اما صبح برای رفتن به یک کافه محلی و همان شب برای یک سفر زیارتی به توماسیتاز جهت خوردن یک غذای اصیل نیومکزیکویی (مثل سوپایپیاهای شکم‌پُر با سس فلفل سبز) وقت پیدا کردیم. برنامه ما این بود که روز یکشنبه کمی دیرتر حرکت کنیم، به این امید که دمای محیط از حداقل دمای پیش‌بینی‌شده ۳۴ درجه (۱ درجه سانتی‌گراد) در طول شب، کمی بالاتر برود. ما لباس‌های گرم را روی هم پوشیدیم، برای نوشیدن قهوه توقف کردیم و حوالی ظهر آلبوکرکی را ترک کردیم.

در سرعت‌های پایین‌تر، ورسیس مانند یک موتور اسپرت رفتار می‌کند، فقط با فرمان عریض‌تر و موقعیت سواری عمودی‌تر و راحت‌تر. منظورم این است که دورِ یک سکه نمی‌چرخد (شعاع گردش خیلی تندی ندارد). اما کمی که گاز را تخته کنید، موتور بدون هیچ تلاشی مایل می‌شود و شما و «جاناتان ریِ» درونتان را وسوسه می‌کند تا در جاده‌های فرعی و پیچ‌درپیچی که از میان منطقه حفاظت‌شده ملی ال مالپایس (El Malpais) در جنوب غربی آلبوکرکی می‌گذرند، کارهایی در حد مسابقات سوپربایک جهانی انجام دهید.

مقصد ما پای‌تاون (Pie Town) در نیومکزیکو بود؛ مکانی که من در گذشته از آن بازدید کرده بودم، اما می‌خواستم آن را به دوست‌دخترم نشان دهم. چرا؟ چون پای (تارت).

مسیر ما ما را دوباره به بزرگراه بین‌ایالتی ۴۰ به سمت غرب بازگرداند و سپس به سمت جنوب، به سوی شهر آرام کمادو (Quemado) پیش برد. کمی بازگشت به عقب در بزرگراه ۶۰، ما را حوالی ساعت ۳ بعدازظهر به پای‌تاون رساند؛ با زمان کافی برای امتحان کردن یک اسلایس از پای کدو حلوایی «پای این دِ اسکای» در شرکت پای پای‌تاون. اما اشتیاق برای خوردن پای و مسیر طولانی‌تری که آن صبح هنگام نوشیدن قهوه روی آن توافق کرده بودیم، به این معنی بود که بازگشت ما به دره فینیکس بسیار بعد از تاریکی هوا خواهد بود. و این یعنی سواری در تاریکی و احتمالاً در دمایی بسیار پایین‌تر از آنچه امیدوار بودیم، در طول منطقه بومی Fort Apache و به سمت جنوب در بزرگراه ۶۰ از میان کوهستان.

من این روزها خودم را در وضعیتی می‌بینم که خواستار چیزهای کمتری هستم؛ دردسر کمتر، دغدغه کمتر و حتی موتورسیکلت‌های کمتر. دوست مرحومم، جیم داونز، زمانی می‌گفت: «تعداد مناسب موتورسیکلت برای مالکیت، n+1 است، که در آن n تعداد موتورسیکلت‌هایی است که در حال حاضر دارید.» اما با گذشت سال‌ها، متوجه شده‌ام که به دنبال تیزترین و کارآمدترین ابزار برای کار هستم، یا در این مورد، به دنبال سواری مناسبی که می‌خواهم آن را از لیست آرزوهایم خط بزنم.

من تا به حال کمتر از ده بار در سراسر ایالات متحده سواری کرده‌ام، که آخرین مورد آن تابستان گذشته، از سن دیگو تا سیاتل با یک کروزر بزرگ وی‌توین (V-twin) آمریکایی بود. و در حالی که نمی‌توانم با انتخاب چنین ماشینی برای سواری مخالفت کنم ــ به‌ویژه در سیستم بزرگراه‌های بین‌ایالتی که کشور ما را به هم متصل می‌کند ــ اما وقتی جاده شبیه به نقاشی مداد شمعی یک کودک پر از پیچ‌ و خم می‌شود و «زاویه مایل شدن» به عبارت محبوب جدید شما تبدیل می‌گردد، یک موتور اسپرت‌تورینگ، بدون شک، تیزترین و کارآمدترین ابزار است. از همان نوعی که باعث می‌شود سرعت در پیچ‌ها را به راحتی و آسایش ترجیح دهید.

وقتی در مسیر بازگشت به فینیکس سرانجام به ارتفاعات رسیدیم، جایی در شمال ۵۰۰۰ پایی، دما به ۴۱ درجه (۵ درجه سانتی‌گراد) کاهش یافته بود. گرمکن‌های دستگیره من بیش از حد معمول کار می‌کردند و شیشه جلو تمام تلاش خود را می‌کرد تا سرما را از بدنم دور نگه دارد. دوست‌دخترم داشت یخ می‌زد، اما وقتی قبل از مایل شدن به درون سری دیگری از پیچ‌های تراشیده‌شده در کوه‌های کاریزو به عقب نگاه کردم تا وضعیت او را بررسی کنم، لبخندی ملایم از پشت ویزور (طلق) دودی کلاهش پیدا بود.

همان‌طور که سرازیر می‌شدیم، گرمای دره فینیکس ما را مانند آغوش گرم خاله یا عمه محبوبتان در بر گرفت. ما در طول آخر هفته بیش از ۱۰۰۰ مایل را پشت سر گذاشته بودیم و در زمانی از سال که بخش زیادی از کشور منتظر اولین بارش برف خود است، در سراسر جنوب غربی سواری کردیم. جاده‌ها، مناظر و آب‌وهوا به گونه‌ای متنوع بودند که فقط آریزونا در اواخر پاییز می‌تواند به شما هدیه دهد. و در حالی که مایل‌ها رانندگی در بزرگراه ممکن بود روی یک موتور بگر (Bagger) بزرگ آمریکایی راحت‌تر باشد، اما من توانایی مایل شدن به درون یک پیچ عریض، شکار اوج پیچ (Apex) و به کارگیری درست تمام ۱۳۳ اسب‌بخار قدرت موتور در هنگام خروج از پیچ را با هیچ چیز عوض نمی‌کنم.

چیزهایی وجود دارند که یک موتور اسپرت‌تورینگ آن‌ها را بهتر انجام می‌دهد و همان‌طور که مشخص شد، تور زدن (سفر کردن) در سراسر کشور یکی از آن‌هاست.

بدون دیدگاه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *